خرید بک لینک

ئ، عدم وجود کلمه مناسب در زبان فارسی که با همزه شروع شود، نه عیب زبان است و نه ناشی از کم حوصلگی من در امر جستجو. همانند بسیاری از مسائل ذهنی و سوالات فلسفی دیگر که من و باقی همقطاران عجیبالخلقهام بخش عمدهای از زندهگیمان را صرف یافتنشان میکنیم در حالی که بیشتر آدمها تازه وقتی، اگر، با این قبیل مسائل برخورد کنند به دنبال جوابشان میروند. این عیب ما، عجایبالمخلوقات، است که بازی سرگرم کنندۀ زندهگی را به معادلهای لاینحل بدل میکنیم. این ما وصله شدگان ناجور هستیم که در عنفوان جوانی همچون پیران استخوان پوک کرده میاندیشم. نه این که بر حسب گذر سالیان دراز در آسیابِ زندهگی این تلِ استخوان را پوک کرده باشیم! نه! سرد و گرم چشیدۀ از حد گذراندهایم ما! انقباض و انبساط دائمی استخوانهایمان است که علت این فرسودگی نابههنگام گشته است.

من لولی ملامتی و پیر و مرده دل

تو کولی جوان و بیآرام و تیز دو

رنجور میکند نفس پیر من تو را

حق داشتی، برو

برچسب: نویسنده: مهدی کاشانی تاريخ: پنجشنبه 21 بهمن 1395 ساعت: 14:18

صفحه بندی